معانی کلمه : رواح
لغت نامه دهخدا
رواح . [ رَ ] (اِخ ) اسم موضعی است . (معجم البلدان ).
فرهنگ عمید
شبانگاه، سر شب، اول شب، از وقت زوال تا شب.
فرهنگ معین
(رَ ) [ ع . ] ۱ - (اِ. ) اول شب . ۲ - (مص ل . ) شبانگاه شدن .
فرهنگ فارسی
۱ - ( اسم ) از وقت زوال تا شب اول شب . ۲ - شبانگاه . ۳ - ( مصدر ) شبانگاه شدن .
اسم موضعی است
اسم موضعی است
