معانی کلمه : روابط اجتماع
فرهنگ فارسی
روابط میان اعضای یک اجتماع یا چند اجتماع در یک مقطع زمانی خاص و در یک عرصۀ جغرافیایی معین
فرهنگستان زبان و ادب
{community relations} [جامعه شناسی] روابط میان اعضای یک اجتماع یا چند اجتماع در یک مقطع زمانی خاص و در یک عرصۀ جغرافیایی معین
