کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : روا آمدن
تلفظ بین المللی :
/ravˈɑ ɑmˈadan/
تلفظ :
[Rav'A Am'adan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
روا امدن
رها امدن
رو امدن
روی سگ کسی بالا امدن
بر روی آب آمدن
بر روی آمدن
بر روی اب امدن
بر روی امدن
بر روی کار آمدن
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
روا آمدن .
[ رَ م َ دَ ] (مص مرکب ) خوش آمدن . موافق میل بودن . مطبوع و مقبول آمدن . خوش آیند بودن . رجوع به روا شود
:
یکی آرزو کن که تا از هوا
کجا آید اکنون فکندن روا.
فردوسی .
کلمات مرتبط
روا امدن
رها امدن
رو امدن
روی سگ کسی بالا امدن
بر روی آب آمدن
بر روی آمدن
بر روی اب امدن
بر روی امدن
بر روی کار آمدن
نظرات