معانی کلمه : رو درکشیدن
لغت نامه دهخدا
رو درکشیدن. [ دَ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) پنهان شدن. غایب شدن. از نظر ناپدید گشتن :
چون حدیث روی شمس الدین رسید
شمس چارم آسمان رو درکشید.
چون حدیث روی شمس الدین رسید
شمس چارم آسمان رو درکشید.
فرهنگ فارسی
پنهان شدن . غایب شدن . از نظر ناپدید گشتن .
