معانی کلمه : رهور
لغت نامه دهخدا
رهور. [ رُ ] (ع مص ) روشن شدن چراغ و آتش و جز آن . (المصادر زوزنی چ بینش ص 234). در متون دیگر دیده نشد و ظاهراً مصحف زهور است .
فرهنگ عمید
راهوار#NAME?
= راهوار
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - راه سپر . ۲ - فراخ گام تند رو و خوش راه ( اسب استر و غیره ) .
روشن شدن چراغ و آتش و جز آن
روشن شدن چراغ و آتش و جز آن
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: rahvar) راهوار ؛ ( به مجاز ) چابک .
اسم: رهور (پسر) (فارسی) (تلفظ: rahvar) (فارسی: رهور) (انگلیسی: rahvar)
معنی: راهوار، ( به مجاز ) چابک
معنی: راهوار، ( به مجاز ) چابک
