Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رهور

تلفظ بین المللی : /rˈohuːr/ تلفظ :‌ [R'ohu:R]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیفرهنگ اسم ها
  • رهورد
  • رهورشت
  • سردابه ای روستای رهورد
  • ذو رور
  • راهور
  • راور
  • راورا
  • رفورم
  • رهبر
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیفرهنگ اسم ها

لغت نامه دهخدا

رهور. [ رُ ] (ع مص ) روشن شدن چراغ و آتش و جز آن . (المصادر زوزنی چ بینش ص 234). در متون دیگر دیده نشد و ظاهراً مصحف زهور است .

رهور. [ رَهَْ وَ ] (ص مرکب ، اِ مرکب ) مسافر و سیاح . || اسب کوچک خوشراه . (ناظم الاطباء). مخفف رهوار است که اسب خوشراه باشد. (آنندراج ) (برهان ) : جهان گردد از خون مردان چو دریاتو چون نوح...

فرهنگ عمید

راهوار#NAME?

= راهوار

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - راه سپر . ۲ - فراخ گام تند رو و خوش راه ( اسب استر و غیره ) .
روشن شدن چراغ و آتش و جز آن

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: rahvar) راهوار ؛ ( به مجاز ) چابک .

اسم: رهور (پسر) (فارسی) (تلفظ: rahvar) (فارسی: رهور) (انگلیسی: rahvar)
معنی: راهوار، ( به مجاز ) چابک

کلمات مرتبط

  • رهورد
  • رهورشت
  • سردابه ای روستای رهورد
  • ذو رور
  • راهور
  • راور
  • راورا
  • رفورم
  • رهبر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات