Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ره دادن

تلفظ بین المللی : /rˈah dˈɑdan/ تلفظ :‌ [R'ah d'Adan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • باز رخدادن
  • رهادن
  • رهدان
  • رهدانی
  • ره
  • ره افتادن
  • ره اموز
  • ره انجام
  • ره اور
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ره دادن. [ رَه ْ دَ ] ( مص مرکب ) راه دادن. اجازه دادن. ( یادداشت مؤلف ). بار دادن. اجازه ورود و وصول دادن. به حضور پذیرفتن : شکر خدای را که سوی علم و دین خویش ره داد سوی رحمت و بگشاد در مرا.ناصرخسرو.صورت بد را چو در دل ره دهنداز ندامت آخرش هم ده دهند.مولوی.حاصل عمر صرف شد در طلب وصال توبا همه سعی اگر به خود ره ندهد چه حاصلم.سعدی.ما را که ره دهد به سراپرده وصال ای باد صبحدم خبری بر به ساحتش.سعدی....

فرهنگ فارسی

راه دادن . اجازه دادن

کلمات مرتبط

  • باز رخدادن
  • رهادن
  • رهدان
  • رهدانی
  • ره
  • ره افتادن
  • ره اموز
  • ره انجام
  • ره اور
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات