Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ره افتادن

تلفظ بین المللی : /rˈah oftˈɑdan/ تلفظ :‌ [R'ah oft'Adan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ره
  • ره اموز
  • ره انجام
  • ره اور
  • ره اورد
  • ره بردار
  • ره برداشتن
  • ره بردن
  • ره برگرفتن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ره افتادن. [ رَه ْ اُ دَ ]( مص مرکب ) کنایه از ریختن دزدان بر سر مردم و غارت کردن مال ایشان باشد. ( برهان ). || زیان و نقصان رسیدن. ( از برهان ). رجوع به راه افتادن شود.

فرهنگ فارسی

کنایه از ریختن دزدان بر سر مردم و غارت کردن مال ایشان باشد .

کلمات مرتبط

  • ره
  • ره اموز
  • ره انجام
  • ره اور
  • ره اورد
  • ره بردار
  • ره برداشتن
  • ره بردن
  • ره برگرفتن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات