Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رنگ ریختن

تلفظ بین المللی : /rˈanɡ rˈixtan/ تلفظ :‌ [R'ang R'ixtan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • رنگ بر آب ریختن
  • رنگ بر اب ریخت
  • رینگ ریختگی منیزیمی خودرو
  • رنگ
  • رَنگ
  • رِنگ
  • رنگ آمیزه
  • رنگ آمیزی 1
  • رنگ آمیزی 2
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

رنگ ریختن. [ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) زایل شدن رنگ. ( از آنندراج ). رنگ باختن. رنگ رفتن. رنگ جهیدن. رنگ پریدن. رجوع به همین ماده ها شود : پسر کآنهمه شوکت و پایه دیدپدر را بغایت فرومایه دیدخیالش بگردید و رنگش بریخت ز هیبت به بیغوله ای در گریخت.سعدی ( بوستان از بهار عجم ).چه گلها می توان چید از دل بیطاقت عاشق در آن محفل که رنگ از چهره تصویر می ریزد.صائب ( از بهار عجم ).ز یاد آن ستمگر از رخ من رنگ می ریز...

فرهنگ فارسی

زایل شدن رنگ رنگ باختن طرح عمارت افکندن و بنای کار گذاشتن

کلمات مرتبط

  • رنگ بر آب ریختن
  • رنگ بر اب ریخت
  • رینگ ریختگی منیزیمی خودرو
  • رنگ
  • رَنگ
  • رِنگ
  • رنگ آمیزه
  • رنگ آمیزی 1
  • رنگ آمیزی 2
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات