پرتو آفتاب و ماه.
از فرمهای موسیقی با آهنگ طربانگیز که با آن بتوان رقصید.
شتر قوی که برای جفتگیری نگه میدارند: ◻︎ کاروانی بیسرا کم داد جمله بارکش / کاروانی دیگرم بخشید بختی جمله رنگ (فرخی: ۴۵۳).
بز کوهی: ◻︎ شیر بینم شده متابع رنگ / باز بینم شده مسخر خاد (مسعودسعد: ۱۱۰)، ◻︎ رنگیم و با پلنگ اجل کارزار ما / آخر چه کارزار کند با پلنگ رنگ (سوزنی: ۲۳۲).
(رِ) (اِ.) آهنگ ضربی و نشاط آور.
برآمیختن ( ~. بَ. تَ) (مص ل .) فتنه کردن .
(رَ) (اِ.) از ادات تشبیه که معنای مثل و مانند می دهد: گلرنگ .
( ~.) (اِ.) 1 - شُتر قوی که برای بچه زادن نگه می دارند. 2 - بز کوهی .
( ~.) (اِ.) 1 - رنج ، محنت . 2 - عیب . 3 - حیله ، مکر. 4 - سود، بهره .
جنبهای از ادراک بصری که سه بُعد فام و خلوص و روشنی را در بر میگیرد
شکل و قیافه – ریخت – سیما
حیله، مکر
طرح، نقش، نقشه
صبغه، فام، گون، لون
۱. صبغه، فام، گون، لون
۲. حیله، مکر
۳. طرح، نقش، نقشه