( رنگ آمیختن ) رنگ آمیختن. [ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) آمیختن رنگهای گوناگون بهم. چند رنگ مختلف را بهم درآمیختن. رجوع به رنگ و رنگ آمیز و رنگ آمیزی شود. || حیله کردن. نیرنگ زدن. مکر بکار بردن. رنگ درآمیختن. رجوع به رنگ و رنگ درآمیختن و رنگ آمیز شود : نبیند نه لشکر فرستم به جنگ نیامیزم از هر دری نیز رنگ.فردوسی.ز بهرش پدر رنگی آمیخته ست کمانی ز درگاه آویخته ست.( گرشاسب نامه ).این رنگ بجز عدو نیامیخت این ...
فرهنگ فارسی
( رنگ آمیختن ) آمیختن رنگهای گوناگون بهم حیله کردن