Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رنج کشیدن

تلفظ بین المللی : /rˈandʒ keʃˈidan/ تلفظ :‌ [R'andZ keS'idan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش اصفهانی
  • رنگ زردی کشیدن
  • رنگ کشیدن
  • رنج کشیدگان و خوارشدگان
  • رنج
  • رِنج
  • رنج ازمای
  • رنج ازمودن
  • رنج ازموده
  • رنج اور
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش اصفهانی

لغت نامه دهخدا

رنج کشیدن. [ رَ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) تحمل مشقت و سختی کردن. تعب و زحمت را متحمل شدن. زحمت کشیدن. رنج بردن. مقاسات. ( دهار ). تکلف. بخشم رنج چیزی بکشیدن. ( تاج المصادر بیهقی ) : کشیدی ورا گفت بسیار رنج کنون برخور ای رنج دیده ز گنج.فردوسی.این آزادمرد در هوای ما بسیار بلاها دیده است و رنجهای بزرگ کشیده. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 286 ). و خواجه اسماعیل رنجهای بسیار کشید. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 254 ...

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - زحمت کشیدن مشقت کشیدن . ۲ - درد کشیدن تحمل درد کردن . ۳ - اندوه خوردن غصه خوردن .
تحمل مشقت و سختی کردن تعب و زحمت را متحمل شدن تکلف

گویش اصفهانی

تکیه ای: setam bekiši
طاری: setam kišây(mun)
طامه ای: ranǰ kešâɂan
طرقی: setam kišâymun
کشه ای: setam kišâymun
نطنزی: ranǰ kešâɂan


کلمات مرتبط

  • رنگ زردی کشیدن
  • رنگ کشیدن
  • رنج کشیدگان و خوارشدگان
  • رنج
  • رِنج
  • رنج ازمای
  • رنج ازمودن
  • رنج ازموده
  • رنج اور
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات