Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رنج ازموده

تلفظ بین المللی : /rˈandʒ ˈaːzmuːdˌeː/ تلفظ :‌ [R'andZ 'a:zmu:d,e:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • رنج آزموده
  • رنج ازمودن
  • رنج آزمودن
  • رنج
  • رِنج
  • رنج ازمای
  • رنج اور
  • رنج باریک
  • رنج بردار
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

( رنج آزموده ) رنج آزموده. [ رَ زْ / زِ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) رنج دیده. مشقت و محنت کشیده. تعب و زحمت دیده. رجوع به رنج آزمای و رنج آزمودن شود :
تو ای جفت رنج آزموده ز من
فدا کرده جان و دل و چیز و تن.
فردوسی.

فرهنگ عمید

( رنج آزموده ) رنج دیده، محنت کشیده، سختی دیده.

فرهنگ فارسی

( رنج آزموده ) رنج دیده مشقت و محنت کشیده تعب و زحمت دیده

کلمات مرتبط

  • رنج آزموده
  • رنج ازمودن
  • رنج آزمودن
  • رنج
  • رِنج
  • رنج ازمای
  • رنج اور
  • رنج باریک
  • رنج بردار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات