معانی کلمه : رنج برداشتن
لغت نامه دهخدا
رنج برداشتن. [ رَ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) زحمت کشیدن. رنج کشیدن. مشقت و محنت دیدن :
یکی رنج بردار و او را ببین
سخنهای دانندگان برگزین.بدین آمدن رنج برداشتی
چنین راه دشوار بگذاشتی.
یکی رنج بردار و او را ببین
سخنهای دانندگان برگزین.بدین آمدن رنج برداشتی
چنین راه دشوار بگذاشتی.
فرهنگ فارسی
زحمت کشیدن رنج کشیدن
