معنی کلمه : رضا تقی پور
دانشنامه عمومی
کلمات مرتبط
- رضا تقوی
- سید رضا تقوی
- اکذوبتان حول الشریف الرضی التقی الزاهد
- اخم را توی هم کردن یا درهم کشیدن یا به هم کشیدن
- با طناب پوسیده ی کسی توی چاه رفتن یا خود را توی چاه انداختن
- توی دل کسی را خالی کردن
- حال وهوای کاری را داشتن یا در یا توی حال وهوای کاری بودن
- دم کسی را توی بشقاب گذاشتن
- دو پا یا پاها را توی یا در یک کفش کردن
