معنی کلمه : اخم را توی هم کردن یا درهم کشیدن یا به هم کشیدن
اصطلاحات
معنی اصطلاح -> اخم [ ها ] را توی هم کردن / درهم کشیدن / به هم کشیدن
ناراحتی و خشم از خود نشان دادن
مثال:
همین که حرف از پول به میان آمد، اخم هایش را درهم کشید.
ناراحتی و خشم از خود نشان دادن
مثال:
همین که حرف از پول به میان آمد، اخم هایش را درهم کشید.
کلمات مرتبط
- اخم وتخم کردن یا اخم وتخم چیزی را برای کسی اوردن
- اسم کسی را در لیست سیاه نوشتن
- تعطیل اخر هفته را گذراندن
- دم اخر را گذراندن
- حیوانات یا حشراتی که لحظات اخر عمر را سپری می کند
- ادم ناشی بوق را از سر گشادش می زند
- از طلا گشتن پشیمان گشته ایم مرحمت فرموده ما را مس کنید
- اسم خود را عوض کردن
- اسم پسری را روی دختری گذاشتن
