Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رسن بازی

تلفظ بین المللی : /rˈasn bˈɑzi/ تلفظ :‌ [R'asn b'Azi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • رسن
  • رسن باز
  • رسن باف
  • رسن بسته
  • رسن تاب
  • رسن تابی
  • رسن تابیدن
  • رسن تاختن
  • رسن تافتن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

رسن بازی. [ رَ سَم ْ ] ( حامص مرکب ) عمل و شغل رسن باز. ریسمان بازی. ( فرهنگ فارسی معین ) : آن رسن کش به لیمیاسازی من بیچاره در رسن بازی.نظامی.عنکبوتی شدم ز طنازی وآن شب آموختن رسن بازی.نظامی.بر آن فرضه بی آنکه اندیشه کردرسن بازی هندوان پیشه کرد.نظامی.ولی باد از رسن پایت ربوده ست رسن بازی نمیدانی چه سود است ؟نظامی.چند با تو بگویم که معلق زدن بیاموز و سگ از چنبرجهانیدن و رسن بازی تعلم کن تا از عمر ...

فرهنگ فارسی

عمل و شغل رسن باز ریسمان بازی بند بازی .

کلمات مرتبط

  • رسن
  • رسن باز
  • رسن باف
  • رسن بسته
  • رسن تاب
  • رسن تابی
  • رسن تابیدن
  • رسن تاختن
  • رسن تافتن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات