رسن . [ رَ ] (اِخ ) نام پسر عامر است . (منتهی الارب ).
رسن .[ رَ ] (اِخ ) نام پسر عمرو است . (از منتهی الارب ).
رسن . [ رُ س ُ ] (ع اِ) ج ِ رَسَن . (ناظم الاطباء). رجوع به رسن شود.
قسمتی از خاشه که دارای یک رشتۀ بلند فلزی است و برای ایجاد انعکاس وسیع باند بسامد پایین، بر روی رادار دشمن به کار میرود
از روستاهای شهرستان بردسکن خراسان رضوی
ریسمان – طناب
افسار، زمام، لجام، لگام
بند، پالهنگ، ریسمان، طناب، مقود
۱. بند، پالهنگ، ریسمان، طناب، مقود
۲. افسار، زمام، لجام، لگام