Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رسته شدن

تلفظ بین المللی : /rˈasteː ʃˈodan/ تلفظ :‌ [R'aste: S'odan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • رشته رشته شدن
  • رفته رفته کوچک شدن
  • فرسوده و از بین رفته شدن
  • رسته
  • رسته بازار
  • رسته بندی
  • رسته ٔ خاک
  • رسته کردن
  • رسته گار
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

رسته شدن . [ رُ ت َ / ت ِ ش ُدَ ] (مص مرکب ) رستن . روییدن . سر زدن . برآمدن . (یادداشت مؤلف ) : زمین سربه سرکشته و خسته شدو یا لاله و زعفران رسته شد. فردوسی .وای فردا که شود رسته ز گلزار تو خار. سوزنی .و رجوع به رُستَه و رُستن شود....

فرهنگ فارسی

رستن روییدن سر زدن بر آمدن

کلمات مرتبط

  • رشته رشته شدن
  • رفته رفته کوچک شدن
  • فرسوده و از بین رفته شدن
  • رسته
  • رسته بازار
  • رسته بندی
  • رسته ٔ خاک
  • رسته کردن
  • رسته گار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات