Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رزام

تلفظ بین المللی : /razˈɑm/ تلفظ :‌ [Raz'Am]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ابن رزام
  • ابو رزام
  • رزامیه
  • رزامی
  • رزاموند کالیفرنیا
  • رزاموند کوان
  • دیر رام
  • رازم
  • رازمانی پس سو
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

رزام . [ رِ ] (اِخ ) حوض رزام محله ای است در مرو شاهجهان . (از انساب سمعانی ).

رزام . [ رِ ] (ع مص ) مصدر به معنی مُرازمة. (ناظم الاطباء). رجوع به مرازمة شود.

رزام . [ رَ ] (اِخ ) نام پدر ابواحمد محمد مروزی که از محدثین است . (از یادداشت مؤلف ).

رزام . [ رِ ] (اِخ ) رزام ب...

فرهنگ فارسی

رزام بن مالک او ابن حنظله پدر قبیله ایست از تمیم .

کلمات مرتبط

  • ابن رزام
  • ابو رزام
  • رزامیه
  • رزامی
  • رزاموند کالیفرنیا
  • رزاموند کوان
  • دیر رام
  • رازم
  • رازمانی پس سو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات