Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دیر رام

تلفظ بین المللی : /dˈir rˈɑm/ تلفظ :‌ [d'iR R'Am]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • رام دیو
  • سی دی رام
  • والنات کریک سی دی رام
  • رامس دیتر
  • شرف الدین رامی
  • راماذان در
  • تصادف قطار در ایستگاه رامسس
  • خوزه رامالو کاروالیو دی فریتاس
  • دی دی رامون
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دیررام. ( ص مرکب ) که دیر مطیعشود. خودسر. که آسان تن به اطاعت ندهد :
ندانی کو چگونه خویش کام است
ز خوی بد چگونه دیررام است.
( ویس و رامین ).

فرهنگ فارسی

که دیر مطیع شود . خود سر .

کلمات مرتبط

  • رام دیو
  • سی دی رام
  • والنات کریک سی دی رام
  • رامس دیتر
  • شرف الدین رامی
  • راماذان در
  • تصادف قطار در ایستگاه رامسس
  • خوزه رامالو کاروالیو دی فریتاس
  • دی دی رامون
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات