Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رداد

تلفظ بین المللی : /radˈɑd/ تلفظ :‌ [Rad'Ad]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ابن رداد
  • ابن رداد شهاب الدین ابوالعباس احمد بن ابی بکر مکی قرشی
  • رداده
  • ردادی
  • تپه رداده
  • دیده ور راداری
  • راد
  • راد الروز
  • راد امانت
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

رداد. [ رَ / رِ ] (ع اِمص ) بازگرد. اسم است رد را. (منتهی الارب ) (آنندراج ). اسم است از «رَدَّه ُ» به معنی صَرَفَه ُ. (از اقرب الموارد).

رداد. [ رَدْ دا ] (ع ص ) اسم مجبری است نسبت داده میشود بر آن و هرمجبری را «رداد» گویند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ازاقرب الموارد). آنکه استخوان از جای بشده را به جای خویش افکند....

فرهنگ فارسی

اسم مجبری است نسبت داده میشود بر آن و هر مجبری را گویند . آنکه استخوان در رفته بجای خود اندازد . جبار مجبر.

کلمات مرتبط

  • ابن رداد
  • ابن رداد شهاب الدین ابوالعباس احمد بن ابی بکر مکی قرشی
  • رداده
  • ردادی
  • تپه رداده
  • دیده ور راداری
  • راد
  • راد الروز
  • راد امانت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات