Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رد

تلفظ بین المللی : /rˈad/ تلفظ :‌ [R'ad]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا
  • رد اسپ
  • رد اعتبار
  • رد برخوانی ناشناس
  • رد تقاضای خدمات
  • رد تماس ناشناس
  • رد خور
  • رد زدن
  • رد زیا
  • رد شدن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

رد. [ رَ دِن ْ ] (ع ص ) رجل رد؛ مرد هالک و المؤنث بالهاء. (منتهی الارب ).

رد. [ رِدد ] (ع اِ) عماد هر چیز و قوام آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). عماد شی ٔ. (از اقرب الموارد).

رد. [ رَدد/ رَ ] (از ع ، اِمص ) مخفف رَدّ. دفع و طرد. (ناظم الاطباء). و رجوع به رَدّ شود. || (ص ) مردودو ازنظرافتاده . (ناظم الاطباء) (برهان...

فرهنگ عمید

۱. جوانمرد.
۲. دلاور؛ دلیر.
۳. دانا؛ بخرد: ◻︎ یکی انجمن ساخت از بخردان / بزرگان و سال‌آزموده ردان (فردوسی: ۵/۴۷۱).
۴. سرور.

۱. قبول نکردن؛ نپذیرفتن.۲. بازگرداندن؛ بازدادن.۳. انکار کردن چیزی با دلیل و برهان.۴. (اسم) نشان؛ اثر.۵. (صفت) مخالف؛ منفی: جواب رد.۶. غیرقابل‌قبول؛ مردود: این نظریه رد است.۷. [عامیانه] قبول نشده در امتحان و مانند آن.⟨ رد پا: نشان و اثر پا بر روی زمین.⟨ رد...

فرهنگ معین

(رَ) [ په . ] (ص .) 1 - جوانمرد، راد. 2 - دانا، بخرد. 3 - سرور، پیشوای دینی زردشتیان .

(رَ د یا دّ) [ ع . ] 1 - (مص م .) پس دادن ، بازگردانیدن . 2 - (اِ.) اثر پای ، نشانة قدم .

(رَ ) [ په . ] (ص . ) ۱ - جوانمرد، راد. ۲ - دانا، بخرد. ۳ - سرور، پیشوای دینی زردشتیان . (رَ د یا دّ ) [ ع . ] ۱ - (مص م . ) پس دادن ، بازگردانیدن . ۲ - (اِ. ) اثر پای ، نشانة قدم ....

دانشنامه آزاد فارسی

رَدّ(در لغت به معنی بازدادن و بازگردانیدن) در اصطلاح منطق، در دو معنی به کار می رود: ۱. تحویل کردن، یعنی چیزی را به چیزی برگرداندن؛ برگرداندن موجبه به سالبه و سالبه به موجبه، و قضیّۀ شرطیّۀ متّصله به قضیۀ حملیه؛ مانند «اگر آفتاب برآید، روز موجود است» (شرطیّه متصلّه) که تحویل می شود به «برآمدن آفتاب، مستلزم وجود روز است» (حملیه)؛ ۲. دربرابر اثبات و آن ردّ و ابطال نظریه ای و عقیده ای است.wikijoo: رد...

فرهنگ فارسی

نشان واثری ازچیزی برروی چیزدیگر، راد، جوانمرد، دلاور، دلیر، دانا، بخرد، سرور، بازگردانیدن، بازدادن، وازدن۱ - ( مصدر ) باز دادن باز گردانیدن . ۲ - وازدن نپذیرفتن . یا رد مظالم دفع ظلم کردن از مظلومان . ۳ - ( اسم ) بازگردانی . ۴ - بطلان . ۵ - ( صفت ) مردود از نظر افتاده . ۶ - ( اسم ) اثرپای نشانه قدم . یا رد کسی را گرفتن اثر پای او را دنبال کردن .رجل رد مرد هالک و المونث بالهائ...

دانشنامه عمومی

استرداد

رَدْ:(rad) در گویش گنابادی یعنی نشان ، علامت باقی مانده || رد شدن: عبور ، رفتن ، نفهمیدن || ردشده: برگشت خورده || رد کردن: دست به دست دادن به نفر کناری ، پس دادن، دادن

رد (فیلم ۲۰۱۰). رد (به انگلیسی: Red) یک فیلم اکشن، کمدی آمریکایی است که در سال ۲۰۱۰ اکران شد. این فیلم از روی کتاب کمیکی با همین نام ساخته شد. بروس ویلیس و مورگان فریمن از بازیگران این فیلم هستند.بروس ویلیس در ...

گویش مازنی

رک و راست

فریب کار – نیرنگ باز

۱دور کنار ۲مرتب – متوالی ۳رعد – صدای تندر

/red/ فریب کار – نیرنگ باز & دور کنار - مرتب – متوالی ۳رعد – صدای تندر & رک و راست

مترادف و متضاد

وازده

رفوزه، مردود

استرداد، واپس

اثر، پی، رگه، علامت، نشان، نقش

اعراض، اقاله، امتناع، انکار، بطلان، تقبیح، تکذیب، طرد، فسخ، نفی، نقض، نکول

۱. اثر، پی، رگه، علامت، نشان، نقش
۲. اعراض، اقاله، امتناع، انکار، بطلان، تقبیح، تکذیب، طرد، فسخ، نفی، نقض، نکول
۳. استرداد، واپس
۴. رفوزه، مردود
۵. وازده

denial (اسم)انکار، رد، تکذیب، عدم پذیرش، حاشاdi...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] رَدّ در معانی بازگرداندن، برگرداندن، نپذیرفتن، باطل کردن، پاسخ دادن، دادن ارثِ مازاد بر سهام مفروض به فرض بران به کار رفته است.از احکام رد به معنای نخست در بابهای جهاد، تجارت و دیگر ابواب عقود، غصب، قضاء و قصاص سخن گفته اند.از رد به معنای دوم در بابهای تجارت، وصیت و شهادات سخن گفته اند.از رد به معنای سوم در ابواب عقود سخن رفته است.احکام رد به معنای چهارم در باب صلات آمده است.از احکام رد...

واژه نامه بختیاریکا

بو برقم؛ تاپر؛ بَهد

کلمات مرتبط

  • رد اسپ
  • رد اعتبار
  • رد برخوانی ناشناس
  • رد تقاضای خدمات
  • رد تماس ناشناس
  • رد خور
  • رد زدن
  • رد زیا
  • رد شدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات