Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رد خور

تلفظ بین المللی : /rˈad xˈor/ تلفظ :‌ [R'ad x'oR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ردخور
  • ردفورد رابرت
  • نیم روخوری
  • اریک ردفورد
  • اسپنسر ردفورد
  • الردورف
  • ایمی ردفورد
  • پال ردفورد
  • جان ردفورد
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ردخور. [ رَ خوَرْ / خُرْ ] ( نف مرکب ) در تداول عامه ، ردشدنی. خورای رد شدن. سزاوار ترک. ترک کردنی : ردخور ندارد؛ قطعی است. حتمی است. ( فرهنگ فارسی معین ). دعای او ردخور ندارد؛ ردناشدنی است. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

( صفت اسم ) رد خور ندارد قطعی است حتمی است .
در تداول عامه رد شدنی خورای رد شدن سزاوار ترک ترک کردنی .

کلمات مرتبط

  • ردخور
  • ردفورد رابرت
  • نیم روخوری
  • اریک ردفورد
  • اسپنسر ردفورد
  • الردورف
  • ایمی ردفورد
  • پال ردفورد
  • جان ردفورد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات