معانی کلمه : رخنه بستن
لغت نامه دهخدا
رخنه بستن. [ رَ ن َ / ن ِ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) سد کردن سوراخ. ترمیم کردن سر شکاف. مسدود کردن سوراخ و شکاف :
مهدی آخرزمان شد کز درش
رخنه آخرزمان بست آسمان.لیک نیارند به مکر و حیل
بستن آن رخنه که آرد اجل.
مهدی آخرزمان شد کز درش
رخنه آخرزمان بست آسمان.لیک نیارند به مکر و حیل
بستن آن رخنه که آرد اجل.
فرهنگ فارسی
سد کردن سوراخ ترمیم کردن سر شکاف مسدود کردن سوراخ و شکاف .
