Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رخنه افتادن

تلفظ بین المللی : /rˈexneː oftˈɑdan/ تلفظ :‌ [R'exne: oft'Adan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • رخنه
  • رخنه ابزار
  • رخنه افکندن
  • رخنه اوردن
  • رخنه بستن
  • رخنه بند
  • رخنه جو
  • رخنه دار
  • رخنه دراوردن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

رخنه افتادن. [ رَ ن َ/ ن ِ اُ دَ ] ( مص مرکب ) سوراخ گشتن. سوراخ شدن. درزپیدا شدن. شکاف خوردن. شکاف برداشتن : در گیلان و بعضی مواضع دیگر آن را [ آن درخت را ] آزادوار گویند و چوب آن محکم باشد و دیر پوسد و رخنه در آن نیفتد. ( فلاحت نامه ). || شکست افتادن. تباهی نمودن. فساد افتادن : بهیچ حال توفیر فرانستانم که لشکر کم کنی که در ملک رخنه افتد و فساد در عاقبت آن بزرگ است. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 342 )....

فرهنگ فارسی

سوراخ گشتن سوراخ شدن درز پیدا شدن شکاف خوردن شکاف برداشتن .

کلمات مرتبط

  • رخنه
  • رخنه ابزار
  • رخنه افکندن
  • رخنه اوردن
  • رخنه بستن
  • رخنه بند
  • رخنه جو
  • رخنه دار
  • رخنه دراوردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات