معانی کلمه : ربنا
فرهنگ عمید
ای پروردگار ما، ای خدای ما.
فرهنگ فارسی
( اسم منادی ) ای خدا ما . کردی تو آنچه شرط خداوندی تو بود مادر خور تو هیچ نکردیم ربنا. . ( سعدی ) یا دست به ربنا در آوردن و . دست بدعا بر آوردن : غم تو دست بر آورد و خون چشمم ریخت مکن که دست بر آرم به ربنا ای دوست . ( سعدی )
