Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رای گزیدن

تلفظ بین المللی : /rɑj ɡazˈidan/ تلفظ :‌ [RAj gaz'idan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • راه گزیدن
  • راه گزین
  • ری گریدن
  • راه گزینی بسته کوچک
  • نظریه مدار راه گزین
  • به راک زیدن
  • روی گاردنر
  • رای
  • رأی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

رای گزیدن. [ گ ُ دَ ] ( مص مرکب ) رأی گزیدن. اراده کردن. انتخاب عقیده و نظر کردن. ترجیح دادن :
که ما را سوی پارس باید کشید
نباید بدین هیچ رایی گزید.
فردوسی.

فرهنگ فارسی

رای گزیدن . اراده کردن

کلمات مرتبط

  • راه گزیدن
  • راه گزین
  • ری گریدن
  • راه گزینی بسته کوچک
  • نظریه مدار راه گزین
  • به راک زیدن
  • روی گاردنر
  • رای
  • رأی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات