راهداری. ( حامص مرکب ، اِ مرکب ) عمل راهدار. محافظت و نگاهبانی و پاسبانی راه.( ناظم الاطباء ). شغل راهدار. ( یادداشت مؤلف ). کار گمرکچی. ( یادداشت مؤلف ). || ( مالیات... ) مالیات راه. ( فرهنگ نظام ). باج. ( یادداشت مؤلف ). محصولی که راه داران از تجار و کاروانها در راه گیرند. ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از بهار عجم ). حق العبور.حق که برای عبور از راه گذارند. ( یادداشت مؤلف ).- وجوه راهدار...
فرهنگ عمید
۱. نگهبانی راه، محافظت جاده. ۲. باج راه، باج و مالیاتی که در راه از مسافر گرفته شود.
فرهنگ معین
۱ - (حامص . ) نگهبانی راه . ۲ - دزدی ، راهزنی . ۳ - (اِمر. ) ادارة نگهبانی و محافظت راه .
فرهنگ فارسی
۱ - نگهبانی راه محافظت جاده . ۲ - دزدی راهزنی . ۳ - ( اسم ) باجی که از مسافر و متاع می گرفتند برای محافظت آنها و حق العبور ( قاجاریه ) .
دانشنامه عمومی
راهداری (طایفه). طایفه راهداری یا رهدار، یکی از طوایف سیستان است.جی. پی. تیت (آبان ۱۳۶۲ مشهد)، سیستان جلد دوم، اداره کل ارشاد اسلامی سیستان و بلوچستان تاریخ وارد شده در |سال= را بررسی کنید (کمک)طبق نظریه جی.پی. تیت ریشه عرب بودن این طایفه را ضعیف می داند.رهدار تیره ای ازطایفه بزرگ شهرکی است، یک نظریه دیگر که چندان نامعقول جلوه نمی کند، اینکه طایفه راهدار را بازماندگان جماعتی از راهبانان آزاده مع...
گویش مازنی
چشم انتظاری
/raahdaari/ چشم انتظاری
مترادف و متضاد
toll(اسم)
خراج، هزینه، عوارض، باج، نواقل، راهداری، ضایعه، طنین موزون، باج راه، تحمل خسارت، تعداد تلفات جنگی، صدای طنین زنگ یا ناقوس