Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : راه کردن

تلفظ بین المللی : /rˈɑh kˈardan/ تلفظ :‌ [R'Ah k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • راه اندازی کردن
  • راه چپ کردن
  • راه گم کردن
  • با فعالیت و کوشش راه باز کردن
  • از راه بدر کردن
  • از راه دور تلفن کردن
  • از راه راست بدر کردن
  • از راه نادرستی تحصیل کردن
  • راه بند کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

راه کردن. [ ک َ دَ ]( مص مرکب ) طی طریق کردن. راه پیمودن. راه بریدن. قطع راه کردن. ( یادداشت مؤلف ). راه رفتن : من رهی پیر و سست پیمایم نتوان راه کرد بی پالاد.فرالاوی. || سفر کردن. ( یادداشت مؤلف ). کنایه از راه سر کردن و این حذف بالمجاز است. ( بهار عجم ) ( آنندراج ) ( ارمغان آصفی ). راه جایی گرفتن : پس آنگه گفت بامن کاین زمستان بباش اینجا مکن راه خراسان.( ویس و رامین ).بتاج قیصر و تخت شهنشاه که...

فرهنگ فارسی

( مصدر ) طی طریق کردن راه سپردن .

مترادف و متضاد

tame (فعل)
راه کردن

کلمات مرتبط

  • راه اندازی کردن
  • راه چپ کردن
  • راه گم کردن
  • با فعالیت و کوشش راه باز کردن
  • از راه بدر کردن
  • از راه دور تلفن کردن
  • از راه راست بدر کردن
  • از راه نادرستی تحصیل کردن
  • راه بند کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات