کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : راه خرج
تلفظ بین المللی :
/rˈɑh xˈardʒ/
تلفظ :
[R'Ah x'aRdZ]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
خرج راه
خرج راه شدن
خرج چیزی را دادن
توانایی رویارویی یا خرج را داشتن
راجه خرا
فکر کسی را خراب کردن
خدا خر را شناخت بهش شاخ نداد
خر خودت را بران
خر کریم را نعل کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
راه خرج. [ خ َ ] ( اِ مرکب ) مخارج و هزینه راه. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
مخارج و هزین. راه
کلمات مرتبط
خرج راه
خرج راه شدن
خرج چیزی را دادن
توانایی رویارویی یا خرج را داشتن
راجه خرا
فکر کسی را خراب کردن
خدا خر را شناخت بهش شاخ نداد
خر خودت را بران
خر کریم را نعل کردن
نظرات