Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خرج راه

تلفظ بین المللی : /xˈardʒ rˈɑh/ تلفظ :‌ [x'aRdZ R'Ah]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • خرج راه شدن
  • راه خرج
  • خرج چیزی را دادن
  • راه خروج
  • توانایی رویارویی یا خرج را داشتن
  • اتحاد راه خروج
  • خرم راه
  • یک راه خروج
  • راهپیمایی خرد
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

خرج راه. [ خ َ ج ِ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) پولی که در سفر خرج میشود. اعانتی که برای مخارج سفر کسی میشود. || کنایه از مرده. ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

پولی که در سفر خرج میشود اعانتی که برای مخارج سفر کسی میشود .

کلمات مرتبط

  • خرج راه شدن
  • راه خرج
  • خرج چیزی را دادن
  • راه خروج
  • توانایی رویارویی یا خرج را داشتن
  • اتحاد راه خروج
  • خرم راه
  • یک راه خروج
  • راهپیمایی خرد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات