Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رام گیر

تلفظ بین المللی : /rˈɑm ɡˈir/ تلفظ :‌ [R'Am g'iR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • شناور راه گیر
  • کشتی راه گیر
  • راه گیر
  • اگر اخوند مفت گیر کسی بیاید موش های خانه را هم عقد می کند
  • کسی اگر طناب مفت پیدا کند یا گیر بیاورد خودش را دار می زند
  • کسی را خر گیر اوردن
  • گوشه گیر گلوراه راه
  • رأی گیری
  • رأی گیری الکترونیکی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

رام گیر. ( نف مرکب ) که رام گیرد. که رام کند. که ایل کند. که بزیر فرمان آرد. که مطیع کند. || دررونده. فرارکننده. دورشونده. ( از اشتنگاس ). || گریختن. ( آنندراج ). چنین است بمعنی مصدری ! گریز و فرار. ( ناظم الاطباء ). اما ظاهراًمنقولات فرهنگ ناظم الاطباء و آنندراج و اشتنگاس بر اساسی نباشد چه ، جای دیگر باین معنی دیده نشده است.

فرهنگ فارسی

که رام گیرد. یا در رونده. فرار کننده.

کلمات مرتبط

  • شناور راه گیر
  • کشتی راه گیر
  • راه گیر
  • اگر اخوند مفت گیر کسی بیاید موش های خانه را هم عقد می کند
  • کسی اگر طناب مفت پیدا کند یا گیر بیاورد خودش را دار می زند
  • کسی را خر گیر اوردن
  • گوشه گیر گلوراه راه
  • رأی گیری
  • رأی گیری الکترونیکی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات