Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : راه گیر

تلفظ بین المللی : /rˈɑh ɡˈir/ تلفظ :‌ [R'Ah g'iR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • شناور راه گیر
  • کشتی راه گیر
  • گوشه گیر گلوراه راه
  • شماره گیری مستقیم راه دور
  • زورگیری و سر راه گیری و راهزنی
  • مورچه گیرک راه راه امازون
  • مورچه گیرک راه راه گینه
  • مورچه گیرک سینه راه راه
  • مورچه گیرک کلاه راه راه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

راهگیر. ( نف مرکب ) رونده. بجانب محلی روان شونده. راهی شونده. رو بجانبی آورنده. راهرو و سالک. ( ناظم الاطباء ). راهگرای. راهسنج. ( بهار عجم ). || مسافر و سیاح. ( ناظم الاطباء ). مسافر. ( آنندراج ). پیچنده راه و تیزرونده. ( رشیدی ) : عزم را چند روزه ره بکمین راهگیر قضا فرستادی.خاقانی. || قطاع الطریق. ( آنندراج ). راهزن. ( فرهنگ نظام ). راه بند : آگهیش نه که شود راهگیردوره این گنبد روباه گیر.نظامی.چ...

فرهنگ عمید

کسی که سر راه مردم را می گیرد، راه گیرنده، راهزن.

فرهنگ معین

(ص فا. ) = راه گیرنده : ۱ - راه رو، مسافر. ۲ - راهزن ، قاطع طریق .

کلمات مرتبط

  • شناور راه گیر
  • کشتی راه گیر
  • گوشه گیر گلوراه راه
  • شماره گیری مستقیم راه دور
  • زورگیری و سر راه گیری و راهزنی
  • مورچه گیرک راه راه امازون
  • مورچه گیرک راه راه گینه
  • مورچه گیرک سینه راه راه
  • مورچه گیرک کلاه راه راه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات