Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : راشح

تلفظ بین المللی : /rˈɑʃeh/ تلفظ :‌ [R'ASeh]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • رابح
  • رابحه
  • راجح
  • راجح امدن
  • راجح حلی
  • راجح شدن
  • راح
  • راح روح
  • راحات
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

راشح .[ ش ِ ] (ع ص ، اِ) هر چیز که بر زمین رود از سوام و هوام . ج ، رواشح . (المنجد). (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || شتربچه ٔ برفتار آمده با مادر. ج ، رواشح . (منتهی الارب ) (المنجد): فصیل راشح ؛ شتربچه ٔ برفتار آمده با مادر. (ناظم الاطباء).

راشح . [ ش ِ ] (ع ص ) تراوش کننده . ترشح کننده . || خوی مانندی است که از سنگها برآید. (اقرب الموار...

فرهنگ فارسی

هر چیز که بر زمین رود از سوام و هوام . شتر بچه برفتار آمده با مادر .

کلمات مرتبط

  • رابح
  • رابحه
  • راجح
  • راجح امدن
  • راجح حلی
  • راجح شدن
  • راح
  • راح روح
  • راحات
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات