Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : راح روح

تلفظ بین المللی : /rˈɑh rˈuːh/ تلفظ :‌ [R'Ah R'u:h]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • روح راح
  • ذوی الروح
  • ذی روح
  • راح
  • ربیعهبن روح
  • روح
  • روح اباد
  • روح اسوده
  • روح افزا
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

راح روح. [ح ِ ] ( اِخ ) لحنی است از سی لحن باربدی :
چو راح روح را در پرده بستی
ز رشکش زهره در پرده نشستی.
میرخسرو ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

یکی ازالحان باربدی . توضیح ۱ - این نام صوره عربی است و در صورت صحت ترجمه از نام پهلوی است . این کلمه را بصورت (( راه روح ) ) هم نوشته اند.توضیح ۲ - در برهان قاطع نام لحن هفتم از الحان باربدی محسوب شده .
لحنی است از سی لحن بار بدی

کلمات مرتبط

  • روح راح
  • ذوی الروح
  • ذی روح
  • راح
  • ربیعهبن روح
  • روح
  • روح اباد
  • روح اسوده
  • روح افزا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات