معانی کلمه : رابیه
لغت نامه دهخدا
رابیة. [ ی َ ] (ع اِ) بلندی . پشته . و زمین بلند. (غیاث اللغات ). || (ص ) فزونی . قال اﷲ تعالی : فاخدهم اخذة رابیة (قرآن 10/69)؛ ای زایدة شدیدة. (آنندراج ) (منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
فیلسوف فرانسه در برژراک متولد شد شاگرد دانشسرای عالی بود در ۱۸۶۹ در فن فلسفه آگرژه شد سپس درمون توبان درتور بتدریس فلسفه پرداخت و سرانجام در مدرس. شارلمان پاریس از ۱۸۸۸ - ۱۸۷۱ بتدریس فلسفه مشغول شد .
