معانی کلمه : رابطه
لغت نامه دهخدا
رابطة. [ ب ِ طَ ] (اِخ ) دختر عبداﷲ و زن عبداﷲبن مسعود بوده است . (قسم اول از جزء هشتم الاصابة).
رابطة. [ ب ِ طَ ] (اِخ ) دختر کرامت مذحجی بوده است و طبرانی در کتاب کبیر حدیثی از قول پیغمبر ازاو نقل کرده است . (استیعاب قسم اول از جزء هشتم ).
فرهنگ عمید
۱. آنچه دو تن یا دو چیز را به هم پیوستگی و ارتباط می دهد، علاقه بین دو تن یا دو چیز، علاقه، پیوند.
۲. (صفت ) [قدیمی] ربط دهنده، پیونددهنده.
۲. (صفت ) [قدیمی] ربط دهنده، پیونددهنده.
فرهنگ معین
(بِ طِ ) [ ع . رابطة ] (اِ. ) پیوند، بستگی .
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
ارتباط، انتساب، انس، بستگی، پیوستگی، پیوند، تماس، ربط، سروکار، نسبت، وابستگی ≠ ضابطه
دانشنامه اسلامی
فرهنگ فارسی ساره
بستگی، پیوند، وابستگ
واژه نامه بختیاریکا
پتیر خمیر
