معانی کلمه : ذولاب
لغت نامه دهخدا
ذولاب . (اِ) مصحف یا معرب دولاب . بیماری معروف . رجوع به دولاب شود.
ذولاب . (اِخ ) موضعی به خوزستان . (دمشقی ). ظاهراً مصحف یا معرب دولاب است .
فرهنگ فارسی
مصحف یا معرب ذولاب . بیماری معروف .

ذولاب . (اِ) مصحف یا معرب دولاب . بیماری معروف . رجوع به دولاب شود.
ذولاب . (اِخ ) موضعی به خوزستان . (دمشقی ). ظاهراً مصحف یا معرب دولاب است .