معانی کلمه : ذوابه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. ناصیه.
۲. موی بالای پیشانی، موی پیش سر.
۳. بلند و بالا از هر چیز.
۲. موی بالای پیشانی، موی پیش سر.
۳. بلند و بالا از هر چیز.
فرهنگ معین
(ذُ بِ یا بَ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - پیشانی . ۲ - محل روییدن موی بر پیشانی . ۳ - شریف و اعلای هر چیز. ۴ - ارجمندی .
فرهنگ فارسی
ناصیه یا منبت موی بر ناصیه .
