Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ذوابه

تلفظ بین المللی : /zavˈɑbeː/ تلفظ :‌ [zav'Abe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • ذبابه
  • ذبابه ٔ هندیه
  • ذنابه
  • ذنابه العیص
  • ذابه
  • ذآبه
  • ذنابهالعیص
  • ذواب
  • ذوابان
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

( ذوابة ) ذوابة. [ ذُ ب َ ] ( ع اِ ) ناصیه یا منبت موی بر ناصیه. پیشانی یا رستنگاه موی بر پیشانی. || موی بالای پیشانی اسب. || گیسو. ( دهار ). یک لاغ گیسو. گیسوی بافته شده. ضفیرة. عقیصة. || علاقه دسته شمشیر. منگوله. ریشه. || علاقه شمشیر. || پاره پوست آویزان از مؤخر پالان و کفش و جز آن. || شریف و اعلای هر چیزی : یقال ذوابةالعزّ و الشرف. و یقال هؤلاء ذوابة قومهم ؛ای اشرافهم. || ارجمندی. ( منتهی الا...

فرهنگ عمید

۱. ناصیه.
۲. موی بالای پیشانی، موی پیش سر.
۳. بلند و بالا از هر چیز.

فرهنگ معین

(ذُ بِ یا بَ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - پیشانی . ۲ - محل روییدن موی بر پیشانی . ۳ - شریف و اعلای هر چیز. ۴ - ارجمندی .

فرهنگ فارسی

ناصیه یا منبت موی بر ناصیه .

کلمات مرتبط

  • ذبابه
  • ذبابه ٔ هندیه
  • ذنابه
  • ذنابه العیص
  • ذابه
  • ذآبه
  • ذنابهالعیص
  • ذواب
  • ذوابان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات