Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ ذوالشامه

تلفظ بین المللی : /zolʃˈɑmeː/ تلفظ :‌ [zolS'Ame:]
لغت نامه دهخدا
  • ذوالرمه
  • ذوالرمه غیلان بن عقبه
  • ذوالاهدام
  • ذوالخذمه
  • ذوالراحه
  • ذوالسهمه
  • ذوالشاول
  • ذوالشفه
  • ذوالشمالین
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

ذوالشامة. [ ذُش ْ شا م َ ] (ع ص مرکب ) خداوند خجک . صاحب خال . خالدار.

ذوالشامة. [ ذُش ْ شا م َ ] (اِخ ) لقب حسین ابی ذکرویه ، رئیس قرامطه ٔ شام .

ذوالشامة. [ ذُش ْ شا م َ ] (اِخ ) لقب خالدبن جعفر برمکی از آنروی که بر مقدّم سر خالی داشت . رجوع به خالد شود.

ذوالشامة. [ ذُش ْ...

کلمات مرتبط

  • ذوالرمه
  • ذوالرمه غیلان بن عقبه
  • ذوالاهدام
  • ذوالخذمه
  • ذوالراحه
  • ذوالسهمه
  • ذوالشاول
  • ذوالشفه
  • ذوالشمالین
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات