ذوالرمة. [ ذُرْ رِ م ْ م َ ] (اِخ ) نام موضعی است بنواحی مدینة. دمشقی .
( ذوالرمة ) ذوالرمة. [ ذُرْ رِ م ْ م َ ] ( اِخ ) نام موضعی است بنواحی مدینة. دمشقی.ذوالرمة. [ ذُرْ رُم ْ م َ ] ( اِخ ) غیلان بن عقبةبن بهیش بن مسعودبن حارثةبن عمروبن ربیعةبن ساعدةبن کعب بن عوف بن ربیعةبن ملکان بن عدّی بن عبدمناةبن ادّابن طابخةبن الیاس بن مضربن نزاربن معدّبن عدنان. مکنّ...
فرهنگ فارسی
غیلان بن عقبه بن بهیش مکنی بابوالحرث شاعر مشهور ( و. ۷۷ - ف. ۱۱۷ ه. ق . ) وی یکی از عشاق معروف عرب است و معشوقه اش میه دختر مقاتل ابن طلبه بن قیس بن عاصم منقری است .دیوان او بطبع رسیده .
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] ذوالرمه شاعری سیاه چرده و زشت روی بود. از قبیله ی بنی عدی و کنیه اش ابا الحارث و لقبش ذو الرمة التمیمی، از فحول شعرای عرب طبقه ی دوم عصر اموی و از مفاخر شعر عرب است بدان حد که گفته اند: «شعر عربی به امراءالقیس آغاز و به ذوالرمه ختم شده است.»ذوالرمه شاعری سیاه چرده و زشت روی بود. ذو الرمه در لغت به معنای صاحب تکه ریسمان پوسیده است، که برای انتسابش به این نام داستان های بسیار به او نسبت د...