معانی کلمه : ذریره
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. داروی خشک، داروی پاشیدنی.
۲. [قدیمی] نوعی از بوی خوش.
۲. [قدیمی] نوعی از بوی خوش.
فرهنگ معین
(ذَ رَ یا رِ ) [ ع . ذریرة ] (اِ. ) ۱ - داروی خشک ، ذرور. ۲ - نوعی بوی خوش ، عطر. ۳ - گل شیپوری ایتالیایی .
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - داروی خشک ذرور . ۲ - نوعی بوی خوش عطر ذرور . ۳ - گل شیپوری ایتالیایی .
