Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ذخیره

تلفظ بین المللی : /zaxˈireː/ تلفظ :‌ [zax'iRe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهفرهنگستان زبان و ادب
  • ذخیره 1
  • ذخیره 2
  • ذخیره 3
  • ذخیره خانه
  • ذخیره خوارزمشاهی
  • ذخیره ساز
  • ذخیره ساز اولیه
  • ذخیره ساز ثانویه
  • ذخیره سازی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

ذخیرة. [ ذَ رَ ] (اِخ ) نام موضعی است ونوعی از خرما را بدانجا نسبت دهند. (مراصدالاطلاع ).

( ذخیرة ) ذخیرة. [ ذَ رَ ] ( ع اِ ) الفغده. چیز الفنجیده. پستا. نهاده. برنهاده.یخنی. بئرة. بؤرة. بئیرة. پس انداز. پس اوکند. پس افت. پس افکند. ذُخر. پس انداز. اندوخته. پستائی. چیز نهان کرده. آنچه نگاهداشته شود برای روزی. آن چیز که نگاهداشته شود که وقتی بکار آید. یخنی ...

فرهنگ عمید

هر چیزی که برای روز مبادا نگه دارند، آنچه آماده سازند برای وقت حاجت، پس انداز، اندوخته، ستنج.

فرهنگ معین

(ذَ رِ) [ ع . ذخیرة ] (اِ.) 1 - پس انداز، اندوخته . ج . ذخایر. 2 - آن که می تواند در صورت غیبت یا کناره گیری عضوی از یک گروه جانشین او شود. 3 - آن که به خاطر به وجود آمدن نیاز جنگی به خدمت در ارتش فراخوانده شود. 4 - (کن .) معلومات ، افکار. 5 - (کن ) پول ، مال ، طلا.

(ذَ رِ ) [ ع . ذخیرة ] (اِ. ) ۱ - پس انداز، اندوخته . ج . ذخایر. ۲ - آن که می تواند در صورت غیبت یا کناره گیری عضوی از یک گروه ...

فرهنگ فارسی

پس انداز، اندوخته، ستنج، برای روزمبادا
( اسم ) چیزی که برای موقع احتیاج نگاهدارند پس انداز پس افکنده جمع ذخایر ( ذخائر ) .
نام موضعی است و نوعی از خرما را بدانجا نسبت دهند .

مترادف و متضاد

stock (اسم)ذخیره، سهم، مایه، نیا، پایه، کنده، تخته، تنه، قنداق تفنگ، سرمایه، موجودی، یدکی، سهمیه، در انبار، قنداق، موجودی کالا، مواشی، پیوندگیر، ته ساقه، دسته ریشهhoard (اسم)ذخیره، احتکار، اندوخته، گنجstore (اسم)ذخیره، انبار، مقدار زیاد، دکان، مخزن، فروشگاه، اندوخته، مغازهaccumulation (اسم)انباشتگی، ذخیره، توده، جمع اوریreserve (اسم)ذخیره، مدارا، حفاظ، احتیاط، یدکی، اندوخته، پس نهادsupply (اسم)ذخی...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] به آنچه برای نیاز آینده کنار گذاشته و اندوخته می شود، ذخیره گویند. از احکام ذخیره در باب های خمس، حج و تجارت سخن رفته است.از چیزهایی که خمس به آن تعلّق می گیرد گنج است. گنج به مال پنهان شده در زمین به قصد ذخیره کردن- نه به قصد حفظ و مانند آن- گفته می شود. مال پس انداز شده۱) به مالی که پس انداز شده، هر چند بر اثر سخت گیری بر خود و خانواده، در صورت گذشت سال بر آن، خمس تعلّق می گیرد. ۲) به...

فرهنگ فارسی ساره

اندوخته

فرهنگستان زبان و ادب

{deposit} [زمین شناسی] اصطلاحی غیررسمی برای انباشتی از کان سنگ یا دیگر مواد ارزشمند زمین از هر منشأ
{reserve} [ورزش] در بازی های تیمی، بازیکنی که در مواقع لزوم و با نظر مربی جانشین بازیکن اصلی تیم شود
[رایانه و فنّاوری اطلاعات] ← ذخیره شده

کلمات مرتبط

  • ذخیره 1
  • ذخیره 2
  • ذخیره 3
  • ذخیره خانه
  • ذخیره خوارزمشاهی
  • ذخیره ساز
  • ذخیره ساز اولیه
  • ذخیره ساز ثانویه
  • ذخیره سازی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات