معانی کلمه : ذئبه
لغت نامه دهخدا
ذئبة. [ ذِءْ ب َ ] (ع مص ) بر دستان شدن مانند ذئب . بدو دست و پا شدن چون گرگ .
ذئبة. [ ذِءْ ب َ ] (اِخ ) آبی است بنی ربیعةبن عبداﷲ را و گفته اند آبی است بنی ابی بکربن کلاب را.
فرهنگ فارسی
از کلمه دیو و دیب بمعنی جزیره است .
( اسم ) مونث ذئب ماده گرگ .
نامی است از نامهای زنان عرب و از جمله نام مادر ربیعه شاعر . نام اسبی .
نامی است از نامهای زنان عرب و از جمله نام مادر ربیعه شاعر . نام اسبی .
