معانی کلمه : دیگرگون
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
دگرگون#NAME?
= دگرگون
فرهنگ معین
(گَ ) (ص مر. ) = دگرگون . دیگرگونه : ۱ - رنگی دیگر. ۲ - جور دیگر، طور دیگر، نوع دیگر. ۳ - سرنگون ، واژگون . ۴ - مضطرب ، شوریده .
فرهنگ فارسی
دگرگون، دیگرگون، دگرگونه، رنگ دیگر، جوردیگر
۱ - ( صفت ) رنگ دیگر . ۲ - جور دیگر طور دیگر نوع دیگر . ۳ - سرنگون واژگون . ۴ - مغشوش مضطرب شوریده .
۱ - ( صفت ) رنگ دیگر . ۲ - جور دیگر طور دیگر نوع دیگر . ۳ - سرنگون واژگون . ۴ - مغشوش مضطرب شوریده .
