معانی کلمه : دیون
لغت نامه دهخدا
دیون. [ دُ ] ( ع اِ ) ج ِ دَیْن ، وام که ادای آن را مدت معین باشد. ( منتهی الارب ). رجوع به دین شود.
فرهنگ عمید
دِین#NAME?
= دِین
فرهنگ معین
(دُ ) [ ع . ] (اِ. ) جِ دین ، وام ها، قرض ها.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
یکی از قمرهای زحل با عوارض سطحی گوناگون
مورخ ( و.نیقیه ( بیشینی ) حدود ۱۵۵ ف.حدود ۲۳۵ م. ) وی کتابی نام (( تاریخ رومی ) ) بزبان یونانی نوشته که امروزه نیز سودمنداست .
وامها، قرضها، جمع دین
( اسم ) جمع دین وامها قرضها .
وامها، قرضها، جمع دین
( اسم ) جمع دین وامها قرضها .
دانشنامه عمومی
فرهنگستان زبان و ادب
{Dione} [نجوم] یکی از قمرهای زحل با عوارض سطحی گوناگون
