معانی کلمه : دیوانگاه
لغت نامه دهخدا
دیوانگاه . [ دی ] (اِ مرکب ) محکمه . دیوانخانه . دیوانگه . جای و مستقر دیوانیان .
دیوانگاه . [ دی ] (اِخ ) دهی است از دهستان سرولایت بخش سرولایت شهرستان نیشابور با 677 تن سکنه . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9).
فرهنگ فارسی
محکمه .
