کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : دیو سبلت
تلفظ بین المللی :
/dˈiv sˈablat/
تلفظ :
[d'iv s'ablat]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
دیوسبلت
الدیا سالتو
دیک دیک سلتی
سالتزا دی پینرولو
سبالت دو ورت
سن لورنزو دی سباتو
مادلن دو سبله
ابن رشید ابوعبدالله محب الدین محمد بن عمر فهری سبتی
دیو
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
دیوسبلت. [ وْ س ِ ل َ ] ( اِ مرکب ) دیوسپلت.( برهان ). گیاهی است که آن را بعربی خذراف گویند. ( برهان ) ( آنندراج ). گیاهی شور و تلخ. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
دیو سپلت . گیاهی است که آنرا بعربی خذراف گویند .
کلمات مرتبط
دیوسبلت
الدیا سالتو
دیک دیک سلتی
سالتزا دی پینرولو
سبالت دو ورت
سن لورنزو دی سباتو
مادلن دو سبله
ابن رشید ابوعبدالله محب الدین محمد بن عمر فهری سبتی
دیو
نظرات