دین فروش. [ ف ُ ] ( نف مرکب ) که دین را در برابر دنیا بفروشد و از دست دهد : نباشند شاهان مادین فروش بفرمان دارنده دارند گوش.فردوسی.بفرمان یزدان نهاده دو گوش ازیشان نباشد کسی دین فروش.فردوسی.که ای زرق سجاده دلق پوش سیه کار دنیاخر دین فروش.سعدی.- دین فروشان ؛ یعنی اصحاب ریا. ( شرفنامه منیری ) :دین فروشان را ببوی زلف اوطیلسان در وجه زنار آمده ست.خاقانی....