Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دیمری

تلفظ بین المللی : /dimˈari/ تلفظ :‌ [dim'aRi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • جی دیمریت
  • دیمرینگن
  • دیری
  • دیریاب
  • دیریابی
  • دیریاز
  • دیرین
  • دیرین آسیب شناسی
  • دیرین اقلیم شناسی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دیمری. [ دَ م ُ / م َ ری ی ] ( ع ص ) تیزدهن بزرگ ذات درآویزنده بمردم و جز آن. ( منتهی الارب ). و یقال انه لدیمری ؛ ای حدید علق. ( تاج العروس ).

فرهنگ فارسی

تیز دهن بزرگ ذات در آویزنده بمردم و جز آن .

کلمات مرتبط

  • جی دیمریت
  • دیمرینگن
  • دیری
  • دیریاب
  • دیریابی
  • دیریاز
  • دیرین
  • دیرین آسیب شناسی
  • دیرین اقلیم شناسی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات